برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
هوا به شدت عشقه الان ، بعد اذان کم کم شروع کرد به بارون باریدن و آلانم که هوا گرگ و میشه و نم نم بارون میاد صدای برگای درخت انگور کنار حیاط و بادم که باهاش ترکیب شده و انقده خنکه که نگو :))))
و الان به شدت میچسبه بری زیر پتو و بخوابی و از خنکی بیرون و گرمای پتو لذت ببری اما نمیتونم برم بخوابم وقت ندارم :(((
با همین فرمون برم جلو چشمام کم کم خشک میشن ، وای خدا هوا چقدر خوبه :)))))))
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
از سختی های روابط عاشقانه فقط اونجاش که میخوایی درس بخونی و نمیتونی تمرکز کنی
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
اگر قرار بود به جز آدم چیز دیگه ای باشم قاصدک بودنو انتخاب میکردم مثل این دو تا خوشگل که تو سختی برام امید آوردن :)
+ : عیدتون مبارک :))
این آهنگه ام قشنگه :
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
از سایت گیسوم اینترنتی کتاب سفارش دادم و یکی از سفارشات لغو شده و دوتایی دیگه رو برام فرستادن بعد موقع برگشت اون کتابی که موجود نداشتن پنج تومن از پولمو کم کردن بهشون پیام دادم که چرا ؟ جواب دادن ظاهراً یکی از سفارشاتون قیمتش سه برابر شده
من :
پنج تومن :|
واحد پولی ایران :)))
قیمت اون دوتا کتابا :(((
اون کتابی که موجود نداشتن ^_^
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
سه هفته ست دارم کابوس میبینم اولا کم تر بود اما این هفته بیشتر شده هم دیشب کابوس دیدم هم امشب و کابوس هام واقعا ازار دهندست منی که خوابم نمیدیدم و این چند سال بدون هیچ رویایی میخوابیدم الان هرشب بایه شکنجه از خواب بیدار میشم ...
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
اگر بخوام وضعیت ارتودنسیم رو توصیف کنم باید بگم ،اگر موهام رو سبز کنم و یه رژ قرمز رو لبم و دور و برش بکشم یه پا جوکری میشم واس خودم داداچ :|
+: تقریباً میتونم بگم از دست دندانپزشکم فرار کردم ۰_۰
اگه تو ایران جشن هالووین داشتیم با این دندونام کارم خیلی راحت میشد ولی خب ما از این قرتی مرتی بازیا نداریم ... :| و در ضمن مردم با این شمایل جدیدی که من برای خودم به هم زدم نیاز به هالووین ندارن ، یه بار به روشون بخندم هیجان هفت هشت سالشون تامین میشه ... :|
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان
جمعه برای مشاوره پایان نامه ام رفته بودم تهران و اولین باری بود که تنهایی میرفتم قبل از اون هم هروقت با خانواده یا پدرم میرفتم سریع برمیگشتیم برای همین تاحالا هیچ جایی شو ندیده بودم .
دفتر استادم جمهو
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان