خرید بک لینک
چرا واقعا اینستاگرامو فیلتر نمیکنن ؟ نمیبینن مردم با دیدن این چهارتا خل و چل چقدر احساس حقارت میکنن ؟ فیلتر چیایی که کوچک ترین چیزی رو فیلتر میکردن و مردم رو حساس الان کجان ؟ توییتر که هرکی حرف حسابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

هوا به شدت عشقه الان ، بعد اذان کم کم شروع کرد به بارون باریدن و آلانم که هوا گرگ و میشه و نم نم بارون میاد صدای برگای درخت انگور کنار حیاط و بادم که باهاش ترکیب شده و انقده خنکه که نگو :))))

و الان به شدت میچسبه بری زیر پتو و بخوابی و از خنکی بیرون و گرمای پتو لذت ببری اما نمیتونم برم بخوابم وقت ندارم :(((

با همین فرمون برم جلو چشمام کم کم خشک میشن ، وای خدا هوا چقدر خوبه :)))))))

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

از سختی های روابط عاشقانه فقط اونجاش که میخوایی درس بخونی و نمیتونی تمرکز کنی

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

الان یه چیزی به ذهنم رسید گفتم بیام اینجا بنویسم اونم این که ما تو دانشگاه سر کلاسای کارگاهی اهنگای سنتی و قدیمی و فاخر و اینا گوش میدادیم مثل چارتار و بیکلام های خوب و علی زند وکیلی و ... اما الان کاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

این مستعجر بیشعور و نفهم و ... هر روز این موقع اهنگ میذاره به چه خز و خیلی صداشم بلند میکنه در حالی که پنجره ها بازه و منم که تو زیرزمین خونمونم دیوونه میشم از صدای این اهنگای خرش من معمولا این ساعت یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

دوست دارم سریال the 100 رو ببینم چون خیلی ازش تعریف میکنن ولی وقتشو ندارم ، احساس میکنم معتاد به سرگرمی و خوشگذرونی و ایجاد احساس شادی کاذب در خودم شدم چون همش میخوام از زیر بار درس خوندن و کار کردن دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

اگر قرار بود به جز آدم چیز دیگه ای باشم قاصدک بودنو انتخاب میکردم مثل این دو تا خوشگل که تو سختی برام امید آوردن :) + : عیدتون مبارک :)) این آهنگه ام قشنگه : متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

از سایت گیسوم اینترنتی کتاب سفارش دادم و یکی از سفارشات لغو شده و دوتایی دیگه رو برام فرستادن بعد موقع برگشت اون کتابی که موجود نداشتن پنج تومن از پولمو کم کردن بهشون پیام دادم که چرا ؟ جواب دادن ظاهراً یکی از سفارشاتون قیمتش سه برابر شده

من :

پنج تومن :|

واحد پولی ایران :)))

قیمت اون دوتا کتابا :(((

اون کتابی که موجود نداشتن ^_^

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

کلا موی بلند به من نمیاد بابای خیلی از دخترا تعصب دارن رو مو های دخترشون و دوست دارن موهاشون بلند باشه ولی به نظر من این که دخترشونو مجبور میکنن اونطور که دل خودشون میخواد باشه در حقش ظلم کردن ، حالا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: دوشنبه 10 تير 1398 ساعت: 7:48

نمیدونم چمه . همش ناراحتم تنها انگیزه زندگیم اسمشونبره که یکم منو متعادل کرده اگر نبود من الان کجا بودم ؟ استاد راهنمام رو نمیتونم ببینم باید زنگ بزنم به منشیش و وقت بگیرم منشیشم گفته که فعلا مسافرتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1398 ساعت: 15:18

سه هفته ست دارم کابوس میبینم اولا کم تر بود اما این هفته بیشتر شده هم دیشب کابوس دیدم هم امشب و کابوس هام واقعا ازار دهندست منی که خوابم نمیدیدم و این چند سال بدون هیچ رویایی میخوابیدم الان هرشب بایه شکنجه از خواب بیدار میشم ...

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1398 ساعت: 15:18

اگر بخوام وضعیت ارتودنسیم رو توصیف کنم باید بگم ،اگر موهام رو سبز کنم و یه رژ قرمز رو لبم و دور و برش بکشم یه پا جوکری میشم واس خودم داداچ :|

+: تقریباً میتونم بگم از دست دندانپزشکم فرار کردم ۰_۰

اگه تو ایران جشن هالووین داشتیم با این دندونام کارم خیلی راحت میشد ولی خب ما از این قرتی مرتی بازیا نداریم ... :| و در ضمن مردم با این شمایل جدیدی که من برای خودم به هم زدم نیاز به هالووین ندارن ، یه بار به روشون بخندم هیجان هفت هشت سالشون تامین میشه ... :|

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1398 ساعت: 15:18

دیوار کاهگلی که بهش تکیه دادم داره ذره ذره فرو میریزه ، ته دلم خالیه ، فردا منم و مسئولیت کارام و هیچکسو برای حتی دلگرمی هم ندارم ، من بیشتر از هرکسی از خودم میترسم ... حس میکنم باید از اینجا هم فرار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1398 ساعت: 15:18

جمعه برای مشاوره پایان نامه ام رفته بودم تهران و اولین باری بود که تنهایی میرفتم قبل از اون هم هروقت با خانواده یا پدرم میرفتم سریع برمیگشتیم برای همین تاحالا هیچ جایی شو ندیده بودم . دفتر استادم جمهوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1398 ساعت: 15:18

صفحه بندی