فقط به خاطر این که دوباره حرفشو نزنه که چرا بهم زنگ نزدی ,بهش زنگ زدم کل زمان مکالمه مون به 10 ثانیه نرسید :))
شایدم به خاطر این بود که حالا حالا ها بهش نیاز دارم
مامانم میگفت دلت براش تنگ شده بود ؟ میدونم دل نازکی , دیگه خبر نداره که ...
تقصیر خودشونه
فک کنم مدار عواطفم سوخته :))
وخوشحالم از این که گارانتی ندارم :))
+: لطفا هرکی با خوندن این مطالب جو گیر میشه سریعا اینجا رو ترک کنه :))
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان