به روایت تصویر...
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
در وصف حالم باید بگم :
ابد
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
احمقی که از یه سوراخ دوبار نیش بخوره پشیمونی ابدی کمترین حقشه
سوخته !
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 15:40
سلام از اونجایی که تو خونه ما ماشاالله همه ولوم صدا شون بالاست و من با صدا های بلند دیوانه میشم تصمیم گرفتم اتاق گرم و نرمم رو رها کنم و مهاجرت کنم به زیرزمین و خب اینجا لوله کشی گاز نداره و منم تصمیم گرفتم یه دونه از این لامپ قدیمی ها رو به چراغ مطالعه ام ببندم و اونو بذارم زیر میز تحریرم( از اینای...
شرح احوالات
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 15:40
دقیقا روز های حساس و امتحانی همه سرگرمی ها و فیلم ها به سمت من سرازیر میشن :اتایتانیک رو تازه دیدم خیلی خوب بود این جک لعنتی هم خیلی باحال بود :) اندکی شادم کرد :) باید اتود پوستر هامو ببرم نشون بدم به استاد ولی حال ندارم این هفته هیچ کدوم از کلاسا رو نرفتم :ا آرزومه یه ده روز به من مرخصی بدن برم ای...
شرح احوالات 2
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 15:40
انقدر که کارامو عقب انداختم دیگه زورم میاد پاشم انجامشون بدم الان اتاقم فرقی با اشغالدونی نداره :ا روی میز از شیر مرغ ! تا جون آدمیزاد پیدا میشه برگه های خوشنویسیم با جزوه ی تاریخ گرافیک و اتود های طراحی پوستر و سایر دروس این ترم و بعضا ترم های قبل قاطی شده Lوای وای نگم از وضع خراب دسکتاپ و درایو ها...
شگفتا !
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 10:02
خیلی عجیب و بهت اوره که ازفاصله چند صد یا شاید هزار کیلومتر و از پشت مانیتور، وارد وب یه نفر بشی و عطرشو حس کنی ! و عاشق عطرش بشی :) برام عجیبه اما خیلی وقتا تو موقعیت های مختلف حتی تو تنهایی یهویی یه عطر خاص رو حس میکنم انگار یه نفر به تازگی ادکلن زده باشه اما واقعیت اینه که کسی جدیدا عطر نزده و حت...
جنگ :/
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 19:42
نشستم تو کتابخونه دانشگاه و دارم فکر میکنم خب حالا که کارام جلو تر از بقیهست و ابزار کارمم ندارم برم سر کلاس بشینم به در و دیوار بنگرم؟ بعد اون روی خوشی طلبم بالا میاد و میگه برو یه قهوه دم کن با بیسکوییت بشین پای لپ تاپت و رمانتو ادامه بده بعد اون روی مسئولیت پذیرم میگه نههههههههه جزوه ی چاپو مرور ...
سر به هوا ( ورژن مریم)
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 19:42
این وقت نشناسی و سر به هوایی من اخر کار دستم میده از شش روز هفته که کلاس دارم سه روزشو دیر میکنم و مجبور میشم به مامان یا بابام بگم برسوننم یه بلای دیگه ام که سرم اومد این بود که سر کلاس چاپ های صنعتی دیر رسیدم و دیدم بچه ها سر کلاسن و برقا رو خاموش
!About you
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 19:42
درونم مریمی هست که دوست داره ساعت ها و روز ها و هفته ها شیرینی پزی کنه گاهی وقتا بره مسافرت گاهی تو هوای بارونی بره خرید بعضی موقع هام با یه اهنگ لایت بذاره و با دوستش شروع کنه به طراحی خلاصه که خیلی طالب ارامشه اما نمیتونم بهش اجازه بروز بدم وقتی ای
به بهانه پاییز...
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 23:31
این عکس رو پاییز پارسال از درخت انار خونه مادربزرگم گرفتم اون موقع ها به بهانه درس عکاسی همیشه یه دوربین دستم بود و هر کادری که به نظرم خوب می اومد سهم رم دوربینم میشد میدونید ؟ محرم پارسال کلی عکس های توپ گرفتم اما امسال فقط یه دونه که هنوز تو ر
تکه ای از شما که برای بقیه به جا میگذارید ....
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 4:17
من واقعا نمیفهمم تو دانشکده ما چه خبره ! همونطور که نمیفهمم توی قلبم و مغزم چه خبره :) !!! الان ما ترم پنجمیم و چند نفرمون مجدداٌ کنکور دادیم . من که خوب هیچی نخوندم و قبول هم نشدم ولی چند نفری دارن میرن شهر خودشون یا دانشگاهی که نزدیک تر باشه به شهر خودشون ... الان مشکل اینه که انقدر حس نارضایتی تو...
بامزه ...
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 11:36
دارم فکر میکنم به این که یه سری بچه هم وجود دارن که با داشتن پدر و مادر باز هم یتیمن چون پدر و مادرشون صرف این که یه موجود کوچیک رو بتونن بغل بگیرن و به بقیه نشون بدن یا این که حوصلهشون سر رفته و دنبال یه چیز بامزه هستن اون ها رو متولد میکنن تمام توجه ای که این مدل بچه ها دریافت میکنن تا موقعیه که ک...
سهراب
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 12:58
_دچار یعنی _عاشق _و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک ،دچار ابی دریای بیکرن باشد
جفنگ
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 12:58
- : احساس ناراحتی میکنی ؟ + : بله ...- : احساس میکنی بی ارزشی ؟ + : بله - : به مرگ فکر میکنی ؟ + : بله - : تا حالا فکر کردی که خودتو بکشی ؟ + : بله -تا حالا فکر کردی به چه روشی انجامش بدی؟ + : بله - : خب ؟ + : میشه نگم ؟ ( حالا یه بار جواب بدم دوبار جواب بدم انتظار داره کل زندگیمو واسش بریزم رو دایر...
اُمید
-
تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 18:27
بزرگترین دغدغه ای که بشر باهاش مواجه شده روزمرگی و بی تفاوتی و فقدان امید ِ این ها عواملی هستن که باعث میشن یه نفر نسبت به زندگیش چه حسی داشته باشه ،ازش متنفر باشه یا دوستش داشته باشه در واقع موتور محرک تمام انسان ها همین امیده حالا اگه این موتور خاموش بشه یک شخص تبدیل به یه ادمی میشه که هیچ هدفی ن
بلا
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 23:48
بلانکلیفم مثل اون توپ فوتبالی که 90 دقیقه بین بازیکنا میچرخه قاعدتا الان نباید بلاتکلیف باشم اما هستم
دیگران -درگیری
-
تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 10:01
تو تابستون 96 سهم ما از پدرمون هر دو هفته یکبار یک شبه که همون هم هیچ چیزی ازش نمیفهمیم چون موقعی که میاد ونه فوق العاده خسته ست و میخواد استراحت کنه من خیلی برام فرقی نداره اما خواهر و برادرم به خصوص محمد معلومه که حسابی کلافه ان مامانمم که دیگه جای خود داره به قول خودش همه مسئولیت ها رو دوش اونه و
اضافی
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 14:18
این دفعه میشه سومین باری که دارم کنکور سراسری شرکت میکنم دفعه اول که رفتم و قبول شدم و وارد دانشگاه شدم دفعه دوم پارسال بود که شرکت کردم و رتبه ام خوب شدش اما کنکور عملی رو شرکت نکردم و نتونستم به سر انجام برسونمش الانم که فردا کنکور دارم دوباره و راستیتش هیچی نخوندم نمیدونم چرا ولی اصلا واسم مهم
آغاز ِ یک پایان
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 14:18
خب قضیه پست قبل تموم شد و دغدغه های ارشد و پایان نامه شروع شد :)) سلام زندگی نا آرام من :) کی میشه از دستت راحت شم و یه نفسی بکشم :ا زندگی جون میگم انگیزت از این همه زجر دادن من چیه انصافاٌ ؟
سالوادور جان ;)
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:08
الان شبیه نفهمی ام که فکر میکنه خیلی میفهمه.... :ا دقیقا همین قدر رقت انگیز...