نمک
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 0:12
زخم روی زخم ، زخم روی زخم ، زخم روی زخم ... بذارید با همین زخما یه نصفه نفس بکشم روم نمک نپاشید توروخدا
زجر
-
تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 0:12
هیچ چیزی تو این دنیا ندارم جز بغض ، درد و هرچی دل تنگت بخواهد زخم با این اوصاف چرا نباید با آغوش باز به استقبال مرگ نرم ؟ فقط مشکلی که هست اینه که مرگ با آغوش باز به سمت من نمیاد دیگه زجر دادن یه جنازه چه سودی داره ، زجر دادن یه ادمی که فقط نفس میکشه تا بمیره چه سودی داره ، زجر دادن یه ادمک چوبی چه ...
تو ...
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
فقط همینو میدونم که از این به بعد قراره همش زجر بکشم حتی تو خوشی هاماحساس میکنم عین اهنربایی هستم که تموم اتفاقات بد و غم های دنیا رو به خودش جذب میکنه من که سرم تو کار خودم بود یه نصفه نفسی میکشیدم و خدا رو شکر میکردم بازم شکرش میکنم ولی خدایی اینا ، این اتفاقایی که برای من میوفته ، انصاف نیست ، هس...
مگی
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
دیشب که منتظرش بودم تا بیاد دنبالم یه سگ سفید سیاه از جلوی دانشگاه دنبالم میومد و هرچی میگفتم برو رد کارت نمیرفت ، جلوی پارک که رسیدم بیسکوییتی که یکی از بچه ها بهم تعارف کرده بود رو نصف کردم تا نصفش
مثل رقصیدن با خیالت در کهکشان راه شیری
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
امشب که کنارم نشستی و با هم درس میخونیم رو با هیچ شبی عوض نمیکنم ، هیچ شبی
حال منو نپرس !
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو
دلم شکسته ای دوست ، هوای گریه با من
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
جای خالیش که رو روحم سنگینی میکنه تمام اتفاقات میشه شروعی برای گریه یادش به خیر ژوژمان ترم پیش اومد دم چاپخونه دنبالم و رسوندم دانشگاه ، حالا این ترم سنگینی خاطره هاش گلومو فشارمیده ...
.....
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
دلتنگی های یک دیووانه
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
یه چیزی عین خوره افتاده به جونم ، انگار که مثلا توی یه پیله گیر کرده باشی ، همش دست و پا بزنی که بیایی بیرون ولی نشه . انقدر کلافه ام که به زمین و زمان گیر میدم . +: چند وقته پستام همه غمگینن ، من از خواننده های این وبلاگ عمیقا معذرت میخوام
برسد به دستِ جانم
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
بعد از ژوژمان های طاقت فرسا
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
انقدر خسته ام که چشمام رو صفحه دو دو میزنه ژوژمان هام تموم شده خداروشکر و الان میخوام برم بیهوش بشم قبلش میخواستم برای استراحت فیلم ببینم و بیسکویت و چایی بخورم ولی این کار از توان و انرژیم خارجه فعلا . +: میخواستم بعد از نوشتن این پست یه کاری انجام بدم ولی هرچی فکر میکنم یادم نمیاد ، برم بخوابم تا ...
تنها درخواستی که ازت دارم
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:29
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
رد داده
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
الان من الکی بیدارم ، فکر کنم رد دادم 3.20
تجزیه و تحلیل مشکلات دیشب !
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
داشتم به عوامل پریدن تمرکزم فکر میکردم که تو این پست رجع بهش حرف زدم ، دیدم که من خیلی دورمو شلوغ کردم و فکرم همزمان درگیر چند تا مساله هست و همین حواشی که این چند موضوع درست میکنن خودش کلی فکر و خیال میاره تو ذهنم . چیزی که باعث شد به این نتیجه برسم این بود که دیدم هر بار که اتاقمو مرتب میکنم و وسا...
روز مادر ...
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
تولد مامان تو شناسنامه 2 فروردینه ولی مادربزرگم میگه 23 اسفند به دنیا اومده با در نظر گرفتن نزدیکی روز مادر با تولد مامانم، ما تصمیم گرفتیم که یه جشنی بین این دوتا تاریخ بگیریم از اونجایی که ادم های بی ذوقی هستیم موضوع کاملا علنی هست و مامانم خبر داره و سوپرایزی درکار نیست . امروز رفتیم کیک خریدیم و...
من از آن روز که وضو ساختم از چشمه عشق ، چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
از قدیم گفتن حرمت امامزاده رو متولیش نگه میداره، یه سری حرمتا که شکست دیگه هیچ چیز مثل سابق نمیشه فقط در عجبم که من نه امامزاده ام نه متولی من فقط یه زیارت کننده ساده ام اونوقت همه تقصیرا گردنمه :ا جالبه ! و دوباره به نقل از قُدما " دشمن دانا بلندت میکند بر زمینت میزند نادانِ دوست " این جمله رو ملکه...
یخ در بطنِ چپ
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
وقتی تو خفا چیزی میفهمم که اعتمادمو از بین میبره یخ میکنم بُهت میکنم هنگ میکنم چون از اون ادم همچین انتظاری نداشتم از اون آدم انتظار نداشتم .....+:چرا کاری میکنید که اطرافیانتون احساس بیچارگی کنن؟ من الان فقط حس یه ادم در راه مانده ای رو دارم که یه قرون پول نداره و تا مقصد کیلومتر ها فاصله داره +:با...
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و صلوات و توسل به چهارده معصوم و ... سال جدید رو شروع میکنیم
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
این پست خیلی در هم برهمه ، نخونید ! من خیلی ادم ساکتی ام و حال میکنم با این ساکتی الان یک سال و شیش ماه از موقعی که برای اخرین بار رفتم سر کار میگذره ، اون موقع من مسیر عکاسی تا خونه رو پیاده میرفتم و میومدم ، یادش به خیر :) راه میرفتم بین شلوغی مردم و اهنگ تو گوشم میخوند ... بین اون همه ماجرای دیدن...
من جمله از بلایای طبیعی
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
بزرگترین مزیت داداش داشتن اینه که بعد یه مدتی فرق چاخان با حرف راست رو تشخیص میدین و همچنین حس ششمتون تقویت میشه :)
این دو سه روز از استرس به زور میخوابم
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:42
شاید تو زندگی بتونیم موفق بشیم ولی این که ازش رضایت داشته باشیم یه بحث دیگه ست رضایت من از زندگی اینطوری به دست میاد که به موقع و درست و خیلی ملیح نیشم رو باز کنم و همچنین کنترل برنامه ها و تنبلیم دستم باشه .به محض این که کارای بسته بندیم جمع بشه و لگوم هم اوکی بگیره میرم یه دل سیر عکاسی میکنم و اگر...