بی بی شهربانو - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 21:42
دیشب بابا از باغ مامان بزرگم اینا ( بی بی شهربانو ^-^) زرد الوی نرسیده و سیب گلاب آورد اینجانب تا الان عین تراکتور دارم اینا رو میخورم :)) احتمالا تا فردا چیزی ازشون باقی نمونه خیلی دوست دارم منم یه باغ داشته باشم پر درخت سیب و گیلاس و زرد آلو و آلوچه *-* خیلی وقتا به سرم میزنه فارق از این دنیا ش
پیشرفتِ پسرفته - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 15:48
تبلیغات دعا نویس تلگرامی ندیده بودیم که به حمدِلله دیدیم :ا به کی برم بگم ؟ خدا ....
پُشت - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 14:09
عاجز - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 14:09
نمیدونم یه احساسی دارم نمیدونم درسته یا نه ؟ فکر میکنم یا قیافه ام غلط اندازه یا رفتارم نا مناسب یا مردم خیلی فرصت طلب خسته شدم از ادما دیگه نمیکشم که بخوام به تک تک کاراشون فکر کنم که نتیجه گیری کنم منظورشون چیه قصدشون چیه یا در نتیجه کدوم کارمه راستش اگه بخوام رک و راست بگم حالم از همه ادما به ه
بدهید با طلا بنویسند ... - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 0:14
زیاد تو زندگی خطا کردم ،خیلی بیشتر از تو؛به خاطر همین با ادم خطا کار راحت ترم. ادمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد ،مطمعن تر از ادمی است که تا به حال پاش نلغزیده ... این حرف سنگین است ... خودم هم میدانم. خطانکرده تازه وقتی خطا کرد و از کارتن اک بند در امد ،فلزش معل
عروس را عزب ها برهنه میکنند ، حتی . - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 23:38
نوشتم ، پاک کردم نوشتم ، پاک کردم نوشتم ، پاک کردم نوشتم ،..... +:عنوان ، نام اثری از مارسل دوشان
ساز و اواز - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 23:38
بعضی از شبا چند نفر میان تو پارک جلوی خونه میشینن گیتار میزنن گاهی اوقاتم میخونن منم از پشت پنجره گوش میدم و حس اروم بودن خوبی بهم دست میده مثل اینکه الان همه از دنیای بی رحم فاصله گرفتن و فقط دنبال حس ارامشن ... +: صدای چهچه و اهنگ میاد یعنی ممکنه پایین پنجره یه خونه واسه دل یه دختر بخونه؟
عکاس باشی - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
خداوندگارا میدانم بنده ای سراپا تقصیرم اما انتراکتی رویایی ام ارزوست ! مریم عزیز میخوام بعدا که مراجعه میکنی به نوشته های پیشینت و خاطره هارو زنده میکنی یادت بیاد که یه موقعی بود که از اول ترم تا دو هفته مونده به اخر ترم فقط سه تا از عکسات تایید شده بود و درحالی که همش درحال طراحی صحنه ذهنی بودی لعن
لذت - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
یکی از بزرگترین لذت های زندگیم ایمیل هاییه که به استادم دادم و پاسخ هایی که استادم بهم داده :))
دوست^-^ - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
سخت میدونید چیه؟ پیش مامانت خودتو کنترل کنی که نخندی بخوایی بغلش کنی ولی با درنطر گرفتن عواقبش بیخیال بشی بزرگ ترین فانتزیت این باشه که بامامانت سانتال مانتال کنید برید تفریح چقدر سوسول و مزخرف شدم جدیدا ... خب من همیشه دوست داشتم دختر یکی یه دونه مامانم باشم ولی نشد چون از وقتی چهار ماهم بود فرس
سلام :)) - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
دوباره اومدیم هرجا که برم باز دوباره برمیگردم سرجای اولم صدای شجریان عالیه ولی فعلا اینو میذارم +: سلام
... - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
وجیهه - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
یه بغل دستی اروم و کم حرف بود که همیشه خدا نمره هاش بیست بود بغلش نشسته بودم کلاس سوم بودیم و کم کم به سن تکلیف میرسیدیم دخترای دیگه کم کم رفتار های مامان هاشونو تقلید میکردن و سعی میکردن عشوه قاطی حرکاتشون کنن و جذاب باشن ولی اون مثل همیشه سرش به کار خودش گرم بود خیلی خوب یادمه نقاشی که میکشید او
کِرم ها ی مغزی - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
از موقعی که رفتی دیگه هیچی اینجا میزون نیست دلم فقظ به اینجا خوش بود که اونم ... اینجا تار عنکبوت بسته نگاه که میکنم به قالبا حس مرگ پرم میکنه نمیتونم گریه کنم یه چیزی خیلی وقته قلمبه شده زیر گلوم هر روز بزرگ تر میشه کاش ماه رمضون پارسال بود ... شب قدر ،اصرار من برای این که بری حرم ، و چرا های بی
تست شخصیت مایرز-بریگز - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
این تستو دادم و شغل های مناسب با شخصیتم مهندس نرم افزار ، دارو ساز ، ریاضی دان ، روانپزشک ، استاد دانشگاه هستش میتونم استاد دانشگاه بشم اما اونای دیگه خیلی با رشته تحصیلیم فرق دارن ... به این فکر میکنم که چقدر خوب میشد اگه بچه ها تو مسیر درستی رشد میکردن ....
و در انتهای ترم چهارم - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
انقدر که عکاسی این ترم رو برای خودم غول کرده بودم، الان که تقریبا رو به اتمامه انگار یه بار سنگینی از رو قفسه سینهم برداشته میشه میشد خیلی بهتر کار کنم اگر راحت تر میگرفتمش ، اصلا چرا سخت گرفتمش ؟ همیشه کارایی که راحت در نطر گرفتمشون رو خیلی خوب و بدون استرس انجام دادم و نتیجه هم عالی شده البته عکس
دلت با من ( خیییییییییلی )هماهنگهههههه - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 7:32
وضعیت الانم شبیه ادمیه که داره تو نعلبکی گل قرمزی قهوه هورت میکشه و تو اون یکی دستش استکان کمر باریکه در حالی که داره چهار چشمی موزیک ویدیو اجنبی ها رو میبینه هه هه
منطق - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 17:29
هرچی فکر میکنم یادم نمیاد کاری کرده باشم که باعث ضعیف شدنم بشه دارم به این جمله هارلی کویین ایمان میارم (( نرمال یکی از حالت های ماشین لباس شوییه )) با این که قرص اهنمو هرشب به موقع میخورم بازم سرم گیج میره مضمون عاشقانه اهنگ هیچ ربطی به حال و احوا
کپی ( با احازه نگارنده ) - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 17:29
رکاب+الحاقیه روز اولی که پدر خواست دوچرخه سواری یادم بدهد مرا روی چرخ نشاند و اطمینان داد که رهایم نمیکند من هم به پشتیبانی حرفش با سرخوشی رکاب میزدم رکاب میزدم و از صدای جیغ ودادم کل خیابان را گرفته بود ناگهان به خودم امدم من وسط خیابان در حال ر
پاور - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 17:29
تا حالا به نشانه پاور فکر کردین ؟ حتما بهش فکر کنین :) جالبه :)) به هر نتیجه ای رسیدین حتما بگید :)